Maheasaliya

در مشکلات باید سکوت کرد,شاید خدا حرفی برای گفتن داشته باشد...

 

 

دل مشغولی ام را به پای دلخوشی هایم نگـذار

حال این روزهای من خراب تر از آن است که تو تصور کنی

دیـوانه تر از آنم که به فکر فـردا هم باشم 

من امروز ها را خط میزنم

تا شاید روزی برسد که خط نخـورد

و در آن تو جاودان بمانی

ذهـن خسته ام گاه گداری سری به خاطرات میزند

و تنها تو را در میان آرشیو غبارآلود زندگی ام یافت میکند

امشب شب آرزوهاست و جز تو چه می تواند آرزوی من باشد؟

با چه رویی به خدا بگویم تنها تو را میخواهم...

و تمام هم و غم این روزهایم در نبودن تو خلاصه میشود

امشب

تنها من می مانم  و خدا و اشک چشمانم  که یادت را تر میکند...

+چرت و پرت نوشته های خیس...:

+ خدایا...

یه کم آرومتر

تحـملش سخته

به خدا سخته

نه من از آهنم

و نه مشکلات این روزگار به سبکی پر

+ ببخشید تلخ شد..نمیخواستم این جوری بشه اما وقتی اختیارتو میدی دست قلبت

یهویی آخر مسیر به جایی ختم میشه که لحظه اول حتی فکرشم

نمیکردی..نمیدونم..الان خیلی آروم شدم..خیلی..به طرز عجیب و بدون دلیلی الان

خوشحالم

+خدایا یه لحظه صبر کن..خیـلی دوست دارم..ببخش منو اگه گاهی ...اگه گاهی

زیـادی غیر قابل تحمـل میشم...

+حرف زیاد دارم اما الان فقط دلم میخواد سکوت کنم...

دوستون دارم خیـــلی زیادقلب

+ثانیه هاتون عسلیماچ

+رویاماچ

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/٢٦ ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ توسط Roya kassiry  نظرات ()


oSafe ahvalate aJib o ghaRibe bande!

گشتم

گشتم و گشتم

و گذر کردم از شاخه زمان

از درخت زندگی

از کویر نفرت

از آسمان بخشندگی

میان مخلوقات خدا پرسه زدم

و نیافتم همانندی مثل تو را

نیافتم نیمه ای همچون تو را

که مرا تکامل یابد

به من عشق بورزد

و با هر نگاهش قلب مرا این چنین آشفته  سازد

آن که بود که میگفت دوست داشتن برتر از عشق است؟

بگویید بیاید

میخواهم برایش بگویم از شب هایی که روز شد

از حال و اوصاف دلم

میخواهم بگویم از دوست داشتن هایی که نفرت شدند

از احساسات پوچ و زودگـذر و بی معنی

بگویید بیاید تا بگویم جان دادن در راه معشوق چیست

بگویید بیاید

حرف ها دارم

درد و دل هاست در این دل دیوانه

و در این ذهـن آشفـته که ماحصل ساعت های فکر و اندیشه اش میرسد به تهی

میرسد به هیـچ و باز تاریکی مطلق و تک ستاره ای که تنها خاطراتش گاهی در

گوشه ای سوسو میزند

خودت گفتی فاصله ها شرط دوری قلب ها نمی شوند 

و حالا امروز من در گوشه ای از این خاک ایستاده ام و به تو می اندیشم و چه بسا یاد

من دراین لحظه در ذهن تو امری بسی دشوار و غیرممکن باشد...

امروز این لحظه و این ثانیه ها همه برای خودت

مال خودت

سند شش دانگ زندگی ام را به نامت میزنم

فقط لحظه ای بگو باور های من دروغ نبوده

بگو همه ی افکـار قشنگی که از تو در ذهنم داشتم توهم و خواب و خیال نبوده...

بگو خیال کرده ام جاده خیال انگیز و پرشور این عشق به بن بست رسیده است

نکند یادت رفته

تمام حرف هایم را؟

نکند یادت رفته آن روزی که گفتم اگر همه عالم جمـع شوند و بگویند عشق دلیل نمیخواهد من جلویشان می ایستم و میگویم من تو را با منطق و دلیل و برهان دوستت دارم...

چه دلیلی والاتر و بزرگتر از اینکه نیمه ای از وجود مرا ربودی؟هان؟چه دلیلی؟

چه دلیلی بهتر و منطقی تر و عقلانی تر از اینکه پازل بهم ریخته زندگیم را دوباره ساختی؟

گفته ام و میگویم و میگویم

آن قـدر که نوشته هایم هم رنگ و بوی افـکارم را بگیرند

دوستت دارم...

تاوان اشتباهات گذشته ام را هرگز با خط زدن خاطرات تو پس نمیدهم 

مطمئن باش...


+ چرت و پرت نوشته ها:

+سلام..16 روز اردیبهشتتون چه طوراس؟

+ فکر نکنین بد قولم ها..اول این متن مال 5 شنبه بود همون جور که قولشو دادم منتهی تا امروز همه کائنات دست به دست هم دادن تا کامل نشهابرو

+ حالم خوب خوب خوبه...مطمئن باشین...ساکت

+پرسپولیس...علی کریمی و مهدی مهدوی کیا یه شوک بی نهایت عظیـم بود واسم!بابا

زمانه عزیز ما گنجایششو نداریم به خدا... یهویی آخه نامرد!تعجب

+ یه نفـس عمیـق ناشی از ناراحتی جمله قبلی!چشم

+ یعنی این بار کی اول میشه؟:دینیشخند

+ نسترنم که خدا رو شکر پیداش شد...!لبخند

+ داشتم فکر میکردم که دیگه چرت و پرت نوشته نداشته باشیم اما خب ترکش یه خرده

سخته و نیازمند یاری..نظر شما چیه در مورد چرت و پرت نوشته ها؟چشمک

+ تـحول در زندگی...! دارم خسته میشم از اتفاقات تکراری..امتحانا  منو می ترسونه

نمیدونم چرا! یه تصمیم جدید واسه زندگیم گرفتم یه هفته اجراش میکنم اگه جواب داد

حالا حالاها در خدمتش هستم!خنثی

+ کمپ اختصاصی حامد بهداد(ویژه نگین خانوم!) دیر باز میشه..به طوری که حرصم میاد

بالا! نگین کاملا حق با توست زیادی شبیهشون نیست!خنثی

+کلیپ مـادر مهدی یراحی دانلود نشد!دوستان عزیز آیا شما دانلودید؟؟؟؟!سوال

+ امسال هم قسمت نخود به عهده من بود. خدا بهمون رحم کنه مامان عزیز داره خواب شوید نعناع می بینه واسه پنچ شنبه! در حال حاضر هم مشغول پاک کردن باقالی هستن و بنده هم مثلا دارم  سوالات زیست جواب میدم!

+ بسه دیگه زیادی چرت و پرت گفتم! شب بخیر...نیشخند

+ راستی مسواک یادتون نره..:دیقهقهه

+ دوستون دارم خیلی زیادماچ

+ ثانیه هاتون عسلیقلب

+ رویاماچ

+ یک عکس ویژه خانوم بهـداد از یک نمایش خیابانی در مشهد:

یک عکس برای neg عزیزم...:

+ کلیه سفارشان جهت میهمانی های عروسی جشن تولد و ...شما دوستان عزیز پذیرفتـه میشود!

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۱٢ ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ توسط Roya kassiry  نظرات ()


NO SUBJECT...!

آروم

ساده 

آهسـته

صدا دوربین حـرکت بازی زنـدگی

حالا من میمونم و تو و خدا

و رفقای خوبی که تا امروز کنـارمون موندن

زیر یه سقف 

که گاهی شیروانیشو بارون خاطراتم خیس میکنه...

کنـار یه ساعـت که بودنش تنها موجب گذشتن دقایقه

روزها..شب ها میگذرن و میگذرن و همه دست به دست همه میدن تا یه ماه خاطره رو

ثبت کنن...

تولدت مبارک...

+ سلام به روی ماه همگـی..ایشالله در حال گـذروندن یکی از روزهای خوب بهـار 92 باشین...

+ این قـدر حرفـام زیاد میشه که گاهی اوقات  نمیـدونم باید از کـجا شروع کنم...درست مثل همین حالا..

+ اوضاع خوبـه...خیلی چیـزا بر وفق مرادن...اما خب از بس آدمیـزاد پرروئه که خلا اون چیزایی رو که نیست بیشتـر حس میکنه و به چیزایی که وجود داره توجه نشون نمیده!!!!

+هـعی!:دی ...خدایی ذهـنم از شلـوغی رو به انفـجاره و بدتر از اون اینه که نمیتونم در موردشون بنویسم یعنی واژه پیدا نمیکنم واسه هرج و مرج افکـارم!

+ به قول نازی بعضـی چیزا بی خود و بی جهـت تو ذهنم پرسه میزنه!

+ دلـم واسه بـچه های نـور بدرقمـه تنگـه!

+ با اینـکه به جهـت آمار سنی این روز هیـچ ربطی حداقل به بنده و برخی از دوستان نداره اما روز مـادر مبارک...!

+ نمیدونم چرا اما همیـشه آخر سال تحصیلـی حس شدید وابستـگی به دوستام رو دارم به حـدی که وقتی به نبـودشون تو تابستون فکـر میکنم بد رقمـه اخـمام میره تو هم! اصلا این یکی از خصوصیات اخلاقی منه!

+ چه قـدر حرف زدم نه؟یک از یک بی ربط تر..نمیدونم چرا اما دارم طفره میرم!

+ نستـــــــرن! باز که تو گمشـدی!!!!!دخـتر یه خبر بهمـون بده دارم از نگـرانی میمیرم!!!!!!!

+ظهـر به ساناز میگم میای نت؟ میگه نــــــعه یه عالـمه کار دارم واسه فردا میگم ا؟؟یعنی اول نمیشی؟یه ثانیه مکـث کرده بعد میگه نـعه حتما میام!!!!!!! می بینین تو رو خدا؟؟؟اول شدن تو نظرات رو بیشتـر از بنـده دوست داره!!!!!!

+ به دلیل رسیدن لاک پشت حاوی فلش از طرف نگـین نیت کردم برم جوجه ی نگینو ببینم!!!!!یعنی اگه نبینم این آخرین پست وبه چون نگین منو خواهـد کشت!!!>>فعلـو حال کنین فقـط!<<

+ قـول قـول قـول اگه این پنج شنبه به طور مفصـل خودمو از این افکـار خلاص نکردم و ننوشتم رویا نیستم! قول دادم!

+ دوستون دارم به وسعـت قلبای مهربـونتون

+ قربون همتون برم , ثانیه هاتون عسلی

+رویا

 

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۱٠ ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ توسط Roya kassiry  نظرات ()


nEgin azizam tavalOdet mobaRak...!

 

4 اردیبهشت 

صدای ونگ و وونگش اتاق سبز رنگ را پر میکند

زندگی شروع میشود

بازی شروع میشود و اولین حرکت را پرستار اتاق سبزرنگ به او میزند

محـکم و پر صلابت

بعد از آن پرستار 

روزگار به تقلید از پرستار هر چه محکم تر به او سیلی میزند

میزند و میزند

و او سرخی گونه هایش را پنهان میکند

گـرما و سرما را بهانه قرار میدهد تا نگـذارد دیگـران حالـش را بفهمد

موجودی از سرشت خاک اما از جنس پولاد

نگینی بر هسـتی خـداوند که همـواره در حـال درخشش است

نگین عزیزم

امیدوارم همیشه نگین درخشنده عالم هسـتی باشی...

تولدت مبارک....

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۳ ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ توسط Roya kassiry  نظرات ()


مطمئن بـاش!

مطمئن باش

مطمئن باش

تا روزی که این زانوها خم نشوند

شخص فعل زندگیم را دوم نمیکنم

مگر روزی که شخص اولت جمع شود...

گذشت آن شب ها

گذشت آن احساس های زودگذر

گذشت...

فراموش شدی.. نه به آن راحتی ها که فکرش را میکنی

اما مهم این است

فراموش شدی

دیگر همه چیز تمام شد...

همه چیز...

+ کوتاه ترین متن وب بود فکر کنم!!!! اما با همه کوتاهیش همه احساسمو توش جاری کردم!:دی

+ واسه کسی نیست که شماها از هویتش خبری داشته باشین... بیخودی سعی در پیدا کردنش نکنین!

+ از فکر درگیری بر سر اول شدن در کامنتای این پست  خندم میگیره!

+ این پستو زیاد دوسش ندارم اما خب گاهی لازمـه شاید برای یادآوری به خودم ! به قول محسن افشانی همیشه لازم نیست که از تجربیات تلخ دیگران استفاده کنیم گاهی وقتا باید مزه زهرماری یه سری چیزا بره زیر دندونمون!

+ فکر نبودن ماه عسل 92 دیوونم میکنه!!!!دیوونه!!!!

+ به خودم در مواقع عصبانیـت یه نگـاهی می اندازم می بینم اخلاقم مردونه شده!!!یعنی چی؟؟؟

+ جدیدیا به خودم شک میکنم...! وضیعیت داغـونه!!!!

+ یه خواهش..نذار بیشتر از این ازت متنفر شم باشه؟؟؟؟!

+ گوجه سبز تلـخ چیزیه که بی نهایت حالـمو بهم میزنه!بادوم تلخ داشتیم اما گوجه شبزشو من تا حالا ندیده بودم!!!!!

*+ اگه نزدیکت نمیشم فکر نکن ازت بدم میاد..نه..نیومدم چون فکر کردم نمیخوای!!!!*

+ آهنگ هر شب علی لهراسبی چیزیه که بهتون پیشنهادشو میدم...

+ شب خوش

+ دوستون دارم تا بـی نهایت ها...

ثانیه هاتون عسلی

رویا

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/٢٩ ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ توسط Roya kassiry  نظرات ()


yeK dOnya mamnoOnam...!

میم مثل ماه

میم مثل مریم

میم مثل مـادر...

کاشکی میشد بهت بگم چه قدر صداتو دوست دارم

چه قدر مثل بچگیام لالاییاتو دوست دارم

سادگیاتو دوست دارم خستگیاتو دوست دارم

چادر نماز و زیر لب خداخداتو دوست دارم

کاشکی رو طاقچه ی دلت آینه و شمعدون میشدم

تو دشت ابری چشات یه قطره بارون میشدم

کاشکی میشد یه دشت گل برات لالایی بخونم

یه آسمون نرگس و یاس تو باغ دستات بشونم

بخواب که میخوام تو چشات ستاره هامو بشمرم

پیشم بمون که تا ابد دنیا رو با تو دوست دارم...

دانلود آهنگ زیبای میم مثل مادر... :

http://dl.bachehayeghalam.ir/media/sound/mim-mesle-madar.wma

 نفسی عمیـق

یک ارزو

یک کیک شکلاتی

و 15 شمع زندگی با یک لبخند خاموش شد

15 سالگی سوخت و تمام شد

و تنها خاطراتش به جا ماند...

+به نام خدا

سلام به روی همه کسایی که قد نفسام دوستشون دارم...سلام به روی ماه همه دوستای خوب خودم

امیدوارم حالتـون خوب خوب خوب باشه...دقایقتون پراز احسن الحالی باشه که سر سفره هفت سین سال 92 آرزوشو کردین...ممنونم..امروز اومدم اینجا فقط بگـم یه دنیا ممنونم ازتون

یه دنیا..به خدایی که دارم لبخندشو از اون بالا بالاها حس میکنـم نمیدونم چه جوری باید ازتون تشکر کنم که تو بهتـرین دقایق زندگیم باهام شریک شدین لبخند رو لبام آوردین و باعث شدین یه روز قشنگ به روزای قشنگ زندگیم اضافه بشه....

تولد..همیشه اتفاقیه که نمیتونم توش زیاد بحث کنم...ترجیح میدم با سکـوت نظاره گر این اتفاق خـاص باشم...

به خدا نمیدونین..نمیتونین حال منو بفهمین این خیلی حس خوبیه که آدم شماها رو داشته باشه...به قول احسان علیخانی خدا شما رو ازم نگیره ایشالله..یه دنیا ممنون..ممنون از زهرای عزیز..از نگین گلم..از فاطمه نازنینم..از مارال قشنگ و مهربونم از نسترنی که بی نهایت نگرانمون کرده با بی خبر گذاشتنمون از آرام عزیزم ...ممنونم از همه از همه کسایی که تو این ثانیه ها شریک شدن... ممنونم...

دوستتون دارم خیـلی زیاد

ثانیه هاتون عسلی

رویا

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/٢۳ ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ توسط Roya kassiry  نظرات ()


chEshmane khasteye ashk ...!

دوست داشتنم در رویاهایم خلاصه میشود

در خط زدن ها و فاصله های روزگار

در نبودن ها و دلهره از آینده و دیگری که ممکن است در قلبت بیاید و بماند

عشق

واژه ای بسی غریب در عین  آشنایی

واژه ای دور از تصور و نزدیک تر از نفس های پر از تنهاییم

چه میگویی از دل کوچک من که غرق تمنای توست

این شهر

با تـمام مردمانش

گم میشود در عطر گیسوانت

و به خواب میرود چشمان خسته اشک از نگاه تب آلود تو

و در تو زندگی معنا میگیرد

عشق معنا تازه می یابد

بهـار معنا میشود و زمستان از دل یخ زده من  رخت برمی بندد

و احساس دوباره جان تازه میگیرد

کلمات چه ساده و روان از شور عشق دوباره به زبانم می آیند

و تصور نگاهت چه ساده گرمابخش این دل خسته میشود

عشق در نظر آدم های این دیار افسانه ای بیش نیست

اما نه برای من که تمـام هستی ام را با شور عشق تو ساخته ام

و بنای آرزوهای کوچک و بزرگـم را در زیر چتر نگاه تو ساخته ام

این روزها هوا آفتابی است

آسمان صاف است

همه چیز بر وفق مراد دل ماست

فقط دلم گاهی بی هوا به یاد تو می افتد

دلم تو را جست و جو میکند

و طالب نگاه های توست

دلم مشتاق گرفتن تحفه ای بهشتی است

در تمنای سیب عشق از دستان آدم

من تو را با تمام وجودم دوست میدارم

می پرستم

و ستایشت میکنم

فقط نمیدانم چرا این روزها گریبانگیر حسی مبهم شده ام

حسی که توام با تشویش است

تشویش از وجود دیگری در زندگـیت... در قلبت... در وجـودت...

و این است که تار و پود رویاهایم را می سوزاند 

و غم به چهـره ام می آورد و آتش میزند مرا...

+ چرت و پرت نوشته با عطر آلرژی بهـاری:

+به نام بی نام او...

+باز یک بهار دیگر و طلوع دوباره خورشید زندگی اما این بار بدون تو...

+ یه حـال خوب..پراز عشق و البته یه کوچولو خستگـی...!

+حـرفی ندارم...با مطلب بالا فکر میکنم تمام حسمو بیان کردم...

+ یه شعـر خوشگل از  کتاب بخت سپید زمستان از آقای حمید مصـدق تقدیم به

همـه

 

در شبان غم تنهایی خویش

عابـد چشم سخنگوی توام

من در این تاریکی

من در این تیره شب جانفرسا

زائر ظلمت گیسوی توام

گیسوان تو پریشان تر از اندیشه من

گیسوان تو شب بی پایان

جنگل عطرآلود

شکن گیسوی تو,موج دریای خیـال

کاش با زورق اندیشه شبی

از شط گیسوی مواج تو من

بوسه زن بر سر هر موج گـذر میکردم

کاش براین شط مواج سیـاه

همه عمـر سفـر میکردم

من هنوز از اثر عطـر نفس های تو سرشار سرور

گیسوان تو در اندیشه من

گرم رقصی موزون

کاشکی پنجـه من

در شب گیسوی پرپیچ تو راهی می جست

چشم من چشمه زاینده اشک

گونه ام بستر رود

کاشکی هم چون حبابی بر آب

در نگـاه تو رهـا میشدم از بود و نبود...!

+ دوستون دارم خیلی زیاد

+ثانیه هاتون عسـلی

+رویا

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/۱۸ ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ توسط Roya kassiry  نظرات ()


fOrgive me PLEASE maheasaliya...!

وقتی دست روزگار ما را بازیچه دست خودش میکند

و چه بی اختیار خودمان را به دست آن می سپاریم

گاهی خودمان را از یاد می بریم

زندگی را فراموش میکنیم

دنیا را پشت سر میگذاریم

سرپوش میگذاریم بر دریچه احساساتمان

و خودمان را به بی عاری میزنیم

گاهی فراموش میشویم

فراموش میکنیم

غافل میشویم از روییدن گل ها

از زندگی دوباره طبیعت

غافل میشویم از تولد های دوباره

غافل میشویم از دوست داشتن هایمان

از رویاهایمان

از آرزوهایمان

گاهی جلوی اشک هایمان را میگیریم

خاطرات هایمان را خط میزنیم

گاهی عزیزانمان را به دست فراموشی می سپاریم

گاهی از یاد می بریم عشق را

خرد میکنیم ورق احساساتمان را

گاهی...

+به نام اونی که آخـرشه...:)

سلام...امیدوارم حالتون خوب باشه..حال این روزای من خیلی عجیبه..خیـــــلی!

فعلا قصد ندارم در موردش صحبتی بکنم...فعلا بمـاند!

+خیلی خیلی خیلی یعنی بی نهایت خوشحالم از بابت ماه عسل 92 هر چند تا قطعی نشده از طرف صدا و سیما کامل باورش نمیکنم..یه جورایی عین اون مارگزیده ای شدم که از ریسمون سیاه و سفید می ترسه...!!!!!!

+ تولد ماه عسلیا رو با یه روز تاخیر تبریک میگم...! ماه عسلیا خواهشا منو ببخش من خودمم از یاد برده بودم این چند روز میدونم حق اینو نداشتم که از یاد ببرم بزرگ شدنتو اما خب ببخش منو فقط همین

+ تعطیلات رو به پایانه...خیلی از درسامو انجام ندادم..باور کنین حس و حال انجام دادنشون نیست اصلا!

+ خیلی گنگم..یکی بیاد منو از این گنگی در بیاره!:دی شوخی کردم...!

+ خیلی سعی میکردم 92 عین 91 نشه و جلوی گریه کردنمو میگرفتم اما خبری که مارال داد در مورد ماه عسل بالاخره اشکمو در آورد...!

+بازم حرفامو موکول میکنم به بعداً! این بار فقط هدف ماه عسلیا بود اما خیلی چیزا دخیل شدن تو این نوشته!

+ثانیه هاتون بهاری

دوستون دارم خیلی زیاد

رویا

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/۱۱ ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ توسط Roya kassiry  نظرات ()


sarZamini be name IRAN...

این منم یک دختر آریایی

از تبار و خطه سرزمینی به نام ایران

جایی که خاکش بوی زندگی میدهد

جایی  که عشق در آن معنا می یابد

و انسانیت رنگ دیگری میگیرد...

جایی که رنگ آسمان پراز گرد و غبارش هنوزهم آبی است

جایی که در غم و غصه هایت میتوانی سر روی شانه ماه نقره ای رنگ درخشانش بگذاری و یک دل سیر گریه کنی

جایی که اکسیژن هوایش سمی نیست

آنجاکه بودن ها در نبودن ها معنی میابد

و عشق در جدایی ها خلاصه میشود

آنجا که میروند تا تو بمانی

جایی که نفس کشیدن هایت دین دارد به گردن کسانی که رفتند تا تو  باشی

آن خاکی که نیمی از دنیا در شرقی ترین گوشه اش مدفون است

 آن جا که خاک شلمچه و هویزه اش رنگ عشق دارد بوی انسانیت میدهد

جایی که زبان الکن میشود از توصیفش و سکوت میکند به احترام قداستش...

سرزمینی به نام ایران...

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/٩ ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ توسط Roya kassiry  نظرات ()


به نام خدا..اولین پست سال 1392...!

سال که نو میشود

هوا رنگ دیگری به خود میگیرد

ماهی ها در انتظار شروعی دوباره 

در آستانه بهاری جدید از آغاز خلقتشان

رو به قبله میکنند و زیر لب دعای تحویل سال را زمزمه میکنند

همه چیز در دنیایم رنگی میشود

تازه میشود

نو میشود

بوی عیدی

بوی تو

بوی کاغذ رنگی

حالم این روزها خوب است

گریبان حسی گنگ و مبهم..میان مرز باریکی از دوراهی در حال قدم زدنم

مثل همیشه...

فقط امسال یک فرق عظیم دارد

تو هم گنگ شده ای

این عالم با تمام مردمانش گنگ اند و مبهم

چی میتواند دلیل این همه ابهام باشد؟

هان؟

+به نام تک مکانیک قلب های تصادفی

سلام به روی ماه تموم دوستای خوبم..سال نوتون مبارک..ایشالله سال بسیار خوبی داشته باشین..پراز اتفاقا و احوالات خوب..پراز موفقیت های کوچیک و بزرگ...ایشالله که هر چی آرزوتونو اگر به صلاحتونه براتون اتفاق بیافته...

خدا رو هزار مرتبه شکر که رفتیم مشهد و گنبد طلایی مشهدو دیدیم..خیلی حال خوبی بود..باور کنین شب دومی که مشهد بودم رو به رو گنبد توی قنوتم برای همتون دعا کردم..به یاد همه بودم..مطمئن باشین...ایشالله بعدا بیشتر راجع به مشهد صحبت میکنیم شاید اگه بخوام اینجا کلیدشو بزنم قد یه رمان داستان بشه..:دی

+ سال جدید نمیدونم چمه هرچند خوبم..یعنی جای هیچ نگرانی نیست..:)

+ یادته پارسال بهم گفتی برگ دیگری از درخت زمان افتاد؟ آره راست میگفتی یه برگ دیگه افتاد اما این بار بدون تو...درختی که این روزها بدجور دلتنگ توست...

+چه میداند حال این روزهای من چیست..او فقط کمی درگیر است.درگیر خاطره ساختن با دیگری...

+ اگه یه کم حالم خوش نیست فقط و فقط به خاطره قضاوت های نا به جا و اشتباه آدماست...فقط همین

+ ببخشید اگه یه کم دیر شد این پست!:)

+ دوستون دارم خیلی زیـــــاد باور کنین رفقا

+ثانیه هاتون عسلی

+رویا

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/٢ ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ توسط Roya kassiry  نظرات ()


nemidoOnam...suBjecti peyda nemikOnam vasash!

تپش معکوس ثانیه ها

گذر زمان به یادم می آورد

تنها هشت قدم دیگر باقی است

تا شرقی ترین بهشت مشرق زمینم

بهشتی که گذر زمان ردپایم را از خیابان های آن پاک کرده

نفس هایم عمیق میشوند و اشک شوق به چشمانم می آورم

سکوت میکنم

از همان سکوت های قدیمی که توام با عشق و کوچکی و حقارت در برابر عظیم ترین اتفاق دنیاست...

و با این قلب به تپش افتاده تنها ثانیه های باقی مانده را بدرقه میکنم 

این بار دارم می آیم

می آیم تا شروع  بهاری عشقت را اینبار من خاتمه بدهم

بعد از دوازده گردش زمین به دور خورشید

این بار در آستانه سیزدهمین چرخش زمین

من به دور تنها خورشید مشرق زمینم میگردم

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

+ دلنوشته های من:

+ سلام به روی ماه همه دوستای خوبم..نمیدونم, خدا یکی از بزرگترین حاجتای زندگیمو بهم داد و یکی از آرزوهام در آستانه برآورده شدنه...به لطف خدا قسمتم شده پا روی خاکی بذارم که یکی از عزیزکرده های خدا روزی روزگاری اونجا قدم میزده و تو هوای اون شهر نفس میکشیده..بدونین هیچ کدومتونو از یاد نمیبرم

به یاد همه هستم..تو این غیبت سه چهار روزه که دارم  دلم براتون خیلی زیاد تنگ میشه اما فکر میکنم اون قدر عشق امام رضا تو وجودم رخنه کنه که دلتنگی رو حتی حس نکنم{#emotions_dlg.e11}

+ اوضاع زندگیم این روزا خوبه...دوسش دارم ..حالـم خوب خوب خوب...هر روز صبح طلوع خورشید ایمانو تو آسمون قلبم دارم با چشمام میبینم و این بهترین اتفاق ممکنه این روزاس{#emotions_dlg.e1}

+ اونایی که خوبی ندیدن بدی هامو حلال کنن لطفاً..ادعای خاصی ندارم که خوب بودم و میدونم نبودم ...من یک انسانم و هیچ وقتم ادعای عجیب و غریبی ندارم تو خوبی و پاکی.. حلال کنین اگه دوستم نداشتین اگه تو اینجا حس میکنین ثانیه های زندگیتون هدر رفته..همین

+ بازم سرما خوردم!!!!!!!!{#emotions_dlg.e19}{#emotions_dlg.e28} فکر کنم سومین باریه که رو به موت میرم از شدت سرماخوردگی!!!{#emotions_dlg.e49}

+ یادتونه تابستون بهتون گفتم پاشنه پام از زمستون 90 که ترک خورده بود خوب نشده

{#emotions_dlg.e28}

هیچی..چیز خاصی نشده خواستم بگم هنوزم خوب نشده!{#emotions_dlg.e49}

+ فکر کنم کل این سه روز باید برای تهیه سوغاتی و اجرای فرمایشات مادر گـرام در بازار سیر کنم!{#emotions_dlg.e49}ماشالله هر دقیقه هم نظرش عوض میشه در نتیجه کل لیست عوض میشه!!!!{#emotions_dlg.e49}

+ جدی جدی فکر کنم ساناز نمیاد دیگه اینجا! حالا اولین نظر این پست نشون میده که میاد یا نه!{#emotions_dlg.e19}{#emotions_dlg.e28}

+ اگه قد یه نخود از این عشقی که مامانم نسبت به سبزه عیدمون داره به من میداد به خدا فکر کنم میزدم رو دست کارخونه درنـــا!{#emotions_dlg.e49}

+امام رضا,حالم خیلی خوبه و تو علت این همه خوبی هستی...ممنون{#emotions_dlg.e1}

+ یه جور بساط نظرسنجی راه انداخته شده برای انتخاب بهترین چهره تلویزیون که شما میتونید با ارسال کد:cbartar04 به سامانه:300023051 در نظرسنجی مجله ایده آل شرکت کنین...کاریکاتور مجله هم بامزس هر چند اصلا شبیه آقای علیخانی نیست!  از نظر چشمای من آقای علیخانی شباهتی به اون کاریکاتور ندارن!!!{#emotions_dlg.e28}

*+ خودتم خوب میدونی چه قدر این روزا دلتنگتم...کتمانش نکن خواهشاً تک ستاره قلب من...باشه؟*

*+ میدونستی سکوتت بدجوری عذابم میده؟ دیوونه تر از اینم نکن خواهشاً!*

+ ستاره داراش (*) واسه کسیه که خودش خوب میدونه...!

+ اگه یه کم بیشتر بمونم میدونم سیل اینجا رو میبره!!!پس برای بقای ماه عسلیا همین جا خداحافظی میکنم ازتون..ایشالله اگه عمری بود و زنده موندم بدونین با کلی حال خوب برمیگردم...مطمئن!

+ بدون من پشت صحنه 4 شنبه رو نقد نکنینا!!!بذارین من برگردم بعـداً!

+ خیلی دلنوشته شدا خودمونیم!!!!{#emotions_dlg.e28} دیگه بسه نقطه میذارم!{#emotions_dlg.e37}

+ دوستون دارم خیــــــــــــــلی زیــــــــــــاد{#emotions_dlg.e11}

+ثانیه هاتون عسلی{#emotions_dlg.e38}

رویا{#emotions_dlg.e38}

 

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/٢٢ ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ توسط Roya kassiry  نظرات ()


yeK alame hes O hale khOob...:)

حال من خوب است

آن قدری که میتوانم بر فراز قله ی آرزوهایم پرواز کنم

فقط گه گاهی 

دلم نگاه تو را می طلبد

دلم عشق تو را میخواهد

گه گاهی چشم غره ای

اخمی

عصبانیتی

من تک به تک نگاه هایت را به جان میخرم

فقط کافی است مرا ببینی

دیدن من با آن همه دغدغه و دل مشغولی های تو کار آسانی نیست

اما خواستن توانستن است

یک بار امتحان کن..قول میدهم ضرری برای آن دل وسیعت نداشته باشد...

اگر داشت..مرا زندانی کن...زندانی تبعید شده از قلب تو...

حساب و کتاب هایت را بکن

آن وقت به زیر پاهایت نگاهی بیانداز

من همان جا منتظرت هستم...

چرت و پرت نوشته:

+ هر چند میدونم باور نمیکنین اما این مطلب هیچ مخاطب خاصی نداشت!

یعنی بخوام بیشتر شرح بدم اصلا مخاطب نداشت!!!!!!!!

+ میدونین, حالم خوبه ..آره فقط به همین یه جمله اکتفا میکنم...!

+ دعاهاتون واقعا اثر داشت..یه دنیا ممنونم...:-*

+ میدونین تامیخوام حس کنم خوش بخت ترین آدم دنیام دنیا حالمو میگیره! اصلا این طبیعت دنیاس..!:دی شانس نداریم که!نه جداً دارم دوباره عین قبل از زندگیم لذت می برم هر چند که خب یه سری گره هایی هست اما بازم زندگیمو دوس دارم...

+ چیز خاصی به ذهنم نمیاد فعلا! اگه اومد دوباره میام!

+ راستی تولد شمیم عزیزمو با تاخیر فراوون تبریک میگم خیلی زیاد...!{#emotions_dlg.e11}{#emotions_dlg.e38}{#emotions_dlg.e46}{#emotions_dlg.e5}

+ ممنون از فاطمه عزیزم بابت عکس مسـتر...این عکس ماله  جشنی هست که در یکی از دبیرستان های قلم چی گرفته شده..ببخشید بابت تاخیرش فکر کنم واسه یه ماه پیش بوده!!!!

+ ناراحت شدم از بابت فوت خانوم فاطمه ماه عسلی عزیزمون..خدا رحمتشون کنه!

+ فعلا همینا یادم اومد!

+ دوستتون دارم خیلی زیــاد

+ ثانیه هاتون عسلی

رویا

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/۱٧ ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ توسط Roya kassiry  نظرات ()


fAghat 8 roOze digar baghist...!

روزها از پی هم دیگر میگذرند

و من آهسته آهسته

قدم زنان به تو نزدیک میشوم

بهار امسال رنگ دیگری دارد

یک فرق عظیم و بزرگ

یک فرقی که تنها در دوست داشتن تو خلاصه میشود

بی صبرانه شمارش معکوس روزها را شروع کرده ام

تنها به شوق دیدنت

با نامت

با یادت

قلبم لبریز آرامش میشود

و در رویای شیرینم غوطه میخورم

خوشبختی یعنی در لحظه لحظه زندگیت خدا شریک باشد

و من اکنون خوشبخت ترین آدم این دنیا هستم...

 کمی تا قسمتی نیمه ابری چرت و پرت نوشته:

+ حالم خیلی خوبه...یه آشتی کنون مفصل داشتم با خدا...لبخندماچ

+ امتحانامون شروع شده..اگه کم میایم زیاد تعجب نکنین...هیچ وقت فکرشو نمیکردم هیچ چیزی باعث بشه من کمتر بیام اینجا..اما خب هر روز میام و نظراتتون میخونم..از این نظر مطمئن...ماچ

+ تقاضای دعا شده...علت نپرسین چون نمیشه بهتون بگم فقط براشون دعا کنین...خیال باطل

+ بالاخره من خود آن سیزدهم مستر چاووشی در اومد و خوشحالی این روزای ما رو چند برابر کرد...مژه

+ آلبوم دلت با منه آقای علیزاده هم که فوق العادس...اصلا بی نظیر...لبخند

+ باید برم اجتماعی بخونم حس میکنم هنوز یه درس بیشتر نخوندم اما خب دلم براتون حسابی تنگ شده بود..راستی نگین خانوم و ساناز خانوم عزیز حسابی برای فرداتون تدارک دیدم! تا الان هیچ کدومتون بهم نگفتین تا درس چند میاد!!!!!ابرونیشخند

+ راستی ممنون از تبریکاتون برای تولد ماه عسلیا...بغلماچ

+ 26 اسفندم که آقای علیخانی برنامشون شروع میشه...خیلی خوشحالم...لبخند

+ دیگه جدی جدی باید برمنیشخند

+ دوستتون دارم خیـــــــــلی زیادماچ

+ ثانیه هاتون عسلیقلب

رویاماچ

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/۱٤ ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ توسط Roya kassiry  نظرات ()


...:)maheasaliya tavalOdet mobarak

خاطرات سنجاق شده به قلبم را مرور میکنم

ده مهر 1390 دستان یخ زده ام بر روی صفحه مشکی ای حرکت میکرد 

نمیدانستم که 17 ماه بعد این طور وابسته این خانه و صاحبانش بشوم

طوری که دهم هر ماه به عشق تولدی دیگر و بودن دیگری روزم با لبخند آغاز میشود

ماه عسلیا

روز به روز داری قد میکشی

روز به روز داری بزرگ و بزرگ تر میشودی

خودت خوب میدانی چه قدر دوست دارم

تویی که تنها مونس درد و تنهایی ها

خوشحالی و تشویش هایم بوده و هستی

آن قدر برایم عزیزی که قابل فهم و درک نیست

مگر روزی عشق مادر به فرزندش معنا شود

دوستت دارم برای همیشه

تولدت مبارک

رویا

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/۱٠ ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ توسط Roya kassiry  نظرات ()


fAghat lOtfan barGard...!

در میان رگباری از خاطرات قدیمی

چتر بیخیالی سپر بلای اشک های بی امان من میشود

خوب میدانی

نمیشود جایت را دیگری بگیرد

من هنوز هم دوستت دارم

برگرد

به حرمت تمام لحظه هایی که تنهایی ام را با تو شریک شدم

برگرد

نبودنت خیلی سخت است برایم

نمی توانم چشمانم را ببندم و باز گذرم را به کوچه علی چپ بیاندازم

نمیتوانم

 سپراندن لحظه های این زندگی بدون تو  سخت شده

از بودن های بی تو تنفر دارم

از عقربه های این ساعت شماطه دار که دارد دیوانه ام میکند

بیا و مرا با خود ببر

به همان شهر رویایی

به همان آرزوهای دست نیافتنی

به آنجا که 

 رودخانه زلال محبت همواره در آن جوشان باشد

نگذار تلخی زندگی حقیقت را به رخم بکشد و شیرینی های آن را بر من حرام کند....

این آرزو ها

این رویاها

تمام هستی ام را دارد نابود میکند

دارم فنا میشوم

دارم به باد میروم

رویای شیرین زندگی ام دارد به کابوسی تلخ تبدیل میشود

فقط لطفا برگرد...!

از در و دیوار قلبم نم دلتنگی میباره

بگو که دستات هنوزم واسه من یه چتری داره

دستامو تنها گذاشتی

تو نمیدونی چیه دردم

از همون لحظه که رفتی

دیگه زندگی نکردم

خاطراتت مونده اینجا اما آرومم نکرده

به خدا دلتنگی هامو ذره ای هم کم نکرده

احسان خواجه امیری - خاطرات

+ قلبنا بهش میگفتم چرت و پرت نوشته ها:

+ اگه این بلوغه آرزو میکنم همه مردم جهان ذهنشون قد یه کودک درک کنه!آخه این چه وضیعیه!!!!! تکلیفمون با خودمون روشن نیس!

+ دوس عزیز بله با شومام...خوشا به حالت که یه ساله از گنگی در اومدی منم هنوزم معادله 2 مجهولی ام!

+ از خداوند منان خواستار صبری از جنس ایوب گونه برای اطرافیانم هستم! بعضی موقع ها خودمم نمیتونم خودمو تحمل کنم...اون موقع است که دلم واسه دیگران شدیداً میسوزه!!!

+ جدیدیا شدیداً  دنبال دکمه off میگردم در برخی از آدما! شده بعضی اوقات به دکمه mute هم راضی شدم اما حیف که همیشه hidden هست!!!

+ دیگه چی داشتم میگفتم؟؟؟!

+آهان..راستی سلام!

+ یعنی خدافظ!

ثانیه هاتون عسلی

+ راستی یادم رفت بگم..هر چند میدونم که شماها همیشه یادتون هست...

دوستون دارم خیلی زیاد

رویاماچ

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/۸ ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ توسط Roya kassiry  نظرات ()